هیچ وقت گریه کردن آدمها رو از این زاویه قضاوت کردید؟
مردم گریه میکنند ، نه به خاطر اینکه ضعیف هستند
بلکه به این خاطر که برای مدت طولانی ... قوی بوده اند ...
نمیدونم از کیه
امشب منتظرم پاییز بشه و بخوابم
نوشته شده در جمعه سی و یکم شهریور ۱۴۰۲ساعت 22:21 توسط masi|
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
تو باشی و هوای بهار و من
قدم به قدم فدایت میشوم
تو باشی، از لحظههای دلتنگی جلو میزنم
به تمام درهای بسته دهن کجی میکنم
به بن بست ها، به خیابانهایی همه با یک نام …
دوست دارم تو باشی و من نشانیها را گم کنم، راه خانه را هم ندانم تا همه بفهمند
برای من کم حواس خانه آن جاست که تو باشی
و من قدم به قدم فدایت شوم بهارت مبارک عشقم
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
برای عیدی امسالت
یک سبد ستاره چیده ام
تکهای از ماه را
و یک شاخه نیلوفر
سال تحویل میشود
و من برایت لبخند میزنم
نوروز مبارک
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
نسبت من با تو نسبت دوری است
مثل دو ستاره که هزاران سال نوری از هم دورند
مثل دو درخت روی دو تپه دور که از میانشان رودی میگذرد و شاخه هایشان حسرت لمس هم را دارند
مثل دو پنجره روی یک دیوار سنگی.
اما این همه دوری مرا از خیال تو محروم نمیکند
تو آرزوی هر سال و هر ماه و هر روز و هر لحظه منی
تو سال هاست که آرزوی سال تحویل منی
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
Happy birthday to the woman, who has sacrificed some moments of happiness in her life so that I could have them in my own life
Happy birthday, mama
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
پینوکیو چوب بود و آدم شد
ما آدمیم و باید خدا بشیم ..
سوار بر "نابودی" باید "بود"
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
اخمام به خاطر ِ یه کل کل ِ تلفنی توو هم بود که یه اس ام اسِ اشتباه اومد :
ناشناس :چه احساس قشنگی است که در خلوت خود یاد یک دوست تو را غرق تبسم سازد
منِ اخمو : کدوم دوستی شما ؟
ناشناس : ببخشید انگار اشتباه شده ولی مگه مهمه کدوم دوستی اصل اینه که یاد شما باعث خوشحالی دل ما شد مگه نه ؟
من : :)
ناشناس : :)
کاش یکی بود اینو میتونست درک کنه
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
بعضی از لبخندا بیشتر از یه لبخندن .. کلی حس خوب به آدم می دن
مثلا لبخندی که دوتا غریبه به هم میزنن بدون هیچ بهانه ای
یا.. لبخندی که " یاسمین " میگه ( لبخندی که واسه پنهان کردن دردت می زنی لبخند ِ خداست )
بعضی وقتا بعضی هاشونم هستن که هیچ وقت فراموش نمیشن
مث لبخند " فاطمه بانو " که هروقت وبشو باز میکردم با دیدن لبخندش لبخند میزدم
"من؟! " بی قرار ِ یه حس ِ خوبم ..
لبخند بزن رفیق ..
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان
وجودم در لرزه است
نفسم سخت
و روحم تیر بارانننننننننننننننننننن
ومن خوشبختم !!!
برچسب:
نویسنده: رضا حیدریان